نوشته‌ها

دومین دوره جامع ۲۰۰ساعته تربیت درمانگر کودک و نوجوان

دومین دوره جامع ۲۰۰ساعته تربیت درمانگر کودک و نوجوان

با رویکر MCBT (شناختی رفتاری متمرکز بر واحد پردازه ای)

مدرس: دکتر زهره عباسی

خدمتی از مرکز مشاوره فرحان

زمان شروع دوره: ۷ اسفند۹۶

هم جنس گرایی در ازدواج و خانواده

یکی از موارد مهم و برجسته در درمان جنسی که چالش های خاص خود را دارد، اختلال هم جنس گرایی، درمان و رویکردهای درمانی مرتبط با آن است. درمانگر جنسی خواه ناخواه با آن مواجه شده و لازم است که با رویکرد های درمانی متناسب با آن آ شنایی لازم را داشته باشد.جهت کمک به رفع مشکل کودک خود از مشاوره کودک کمک بگیرید.

عمده ترین نکاتی که در ارتباط با درمان هم جنس گرایی می توان عنوان نمود، به شرح زیر است.

۱.لزوم انطباق یافتن دانش روانشناسی با ویژگی های انسانی، فرهنگی و معنوی مردم و اجتماع

یافته های اصلی روانشناسی در اغلب جوامع بشری کاربرد دارد. اما با توجه به زادگاه آن که کشورهای غرب اروپاست، از برخی جنبه های انسانی و فرهنگی دارای سوگیری فرهنگی بوده و بایستی در آن تجدید نظر شود. به نحوی که انطباق لازم با وضعیت انسانی و فرهنگی موجود در جامعه ی مورد استفاده را بیابد

حدود دو دهه ی پیش در جوامع غربی هم جنس گرایی را از اختلال های جنسی خارج کردند. پس از آن هم جنس گرایی را به عنوان امری عادی و غیر پاتولوژیک محسوب کردند.به عبارتی هم جنس گرایی دیگر امری آسیب گونه و اختلال به شمار نمی رود . علت اصلی آن نیز وارد نمودن دیدگاه اومانیستی در این زمینه است. بدین صورت که اگر و در صورتی که اکثریت افراد  جامعه نسبت به هم جنس گرایی نگرشی عادی و غیر آسیب گونه داشته باشند، هم جنس گرایی امری عادی به شمار رفته و دیگر اختلال در نظر گرفته نمی شود.

در هر حال این گونه امور را نمی توان به جامعه ی کنونی ما که فرهنگی متفاوت از جهان غرب دارد تعمیم و مورد استفاده قرار داد. زیرا و حتی اگر پذیرش هم جنس گرایی برای فرد مبتلا قابل قبول باشد، اما برای خانواده ها و عامه ی مردم مورد تأ یید و مقبول نیست.

۲.هم جنس گرایی نوعی اختلال جنسی است.

در آسیب شناسی روانی هر اختلالی با سه معیار زیر مورد سنجش قرار می گیرد.

الف – آمار

ب – هنجار های اجتماعی

ج – آسیب زایی و مشکل آفرینی

هم جنس گرایی در اغلب جوامع بشری مشاهده می شود. هم چنین در طول تاریخ در میان برخی افراد و اقوام مانند قوم لوط وجود داشته است. البته آمار دقیقی در دسترس نیست، اما آن چه به طور معمول مشاهده می شود، حاکی از آن است که اکثریت افراد، زن و مرد دارای گرایش به جنس مخالف هستند.

این نکته نیز در طول دوران کاری روان درمانی، زوج درمانی و خانواده درمانی مشاهده شده که تعداد افراد مبتلا به هم جنس گرایی که برای درمان مراجعه کرده بودند، در حد محدودی بوده البته بعضی از آن ها به طور مستقیم مراجعه نموده و برخی نیز به دلیل مشکلاتی که هم جنس گرایی شان برای سایرین به وجود آورده بود، اطرافیانشان مراجعه کرده بودند.

در مجموع اکثریت افراد گرایش به جنس مخالف داشته و تعداد افرادی که گرایش به هم جنس دارند حتی در جوامع غربی نیز به صورت اقلیت و محدود هستند.

دومین معیار برای سنجش آسیب گونه بودن یک رفتار، هنجارهای اجتماعی است. در واقع آیا یک رفتار از نظر آحاد افراد یک اجتماع مورد قبول و پسندیده است یا خیر؟ هم جنس گرایی در اکثریت قریب به اتفاق جوامع بشری نوعی اختلال و نا هنجاری به شمار می رود. در همان جوامع غربی نیز تمامی افراد به هم جنس گرایی اعتقادی نداشته و برخی بی تفاوت و بعضی نیز مخالف آن هستند. حتی در همان جمهوری ایرلند نزدیک به نیمی از مردم، یعنی حدود ۴۶ درصد مخالف آن بودند.

در مجموع با توجه به ارزش های اجتماعی در اغلب جوامع بشری هم جنس گرایی امری هنجار محسوب نمی شود.

سومین معیار آسیب شناسی روانی برای یک رفتار ، آ سیب ها و مشکل آفرینی ها یی است که یک رفتار مختل و نا هنجار می تواند برای فردی به همراه داشته باشد. فرد مبتلا به هم جنس گرایی با توجه و گرایش به افرادی هم جنس از سوی آنان مورد طرد قرار گیرد. زیرا چنین امری مورد پذیرش تمامی افراد نیست. به همین مناسبت فرد هم جنس گرا مورد پذیرش اغلب افراد هم جنس نخواهد بود.

هم چنین خانواده فرد مبتلا از چنین امری دچار رنجش شده و فرزند هم جنس گرا مورد اعتراض قرار می گیرد .از سوی دیگر دوستان، آشنایان و فامیل احتمال دارد که رفت و آمد و معاشرتشان را با او محدود و یا قطع کنند. هم چنین از معاشرت فرزندانشان با فرد هم جنس گرا پیشگیری نمایند.جهت پیشگیری از مشکلات خانواده ازمشاوره خانواده کمک بگیرید.

هم جنس گرایی در برخی از جوامع جرم محسوب شده و مجازات هایی برای آن در نظر گرفته شده است.

در مجموع با توجه به سه معیار فوق هم جنس گرایی رفتاری آسیب گونه بوده و نوعی اختلال جنسی به شمار می رود

۳.نکوهش و منع کردن هم جنس گرایی در معنویت و آ ئین های الهی

نکته ی مهم دیگری که در ارتباط با اختلال شمردن هم جنس گرایی می توان عنوان نمود، منع شدن و نکوهش چنین امری در میان آئین های معنوی و ادیان الهی است.

۴.خانواده و والدین راضی به پذیرش هم جنس گرایی فرزندانشان نیستند.

چنین امری به تجربه مشاهده شده که اکثریت قریب به اتفاق خانواده ها حاضر به پذیرش هم جنس گرایی از سوی اعضای خانواده و به ویژه فرزندان نیستند.این امر به دلیل برخورداری از باورهای معنوی خانواده ها و در ادامه به دلیل هنجارهای فرهنگی و اجتماعی و مورد پذیرش و مقبول نبودن آن از سوی خانواده و والدین است.

۵.عمده ترین علل گرایش به هم جنس گرایی

الف- مشاهده و یادگیری

ب- تجربه و توأم شدن آن با لذت

ج- محرومیت جنسی

د- افراط کاری های جنسی

ه- ضعف باورهای مرکزی

۶.استناد و دلایل هم جنس گراها برای توجیه

الف- استناد به عوامل وراثتی و ژنتیکی

ب- وجود چنین امری در میان جانوران

۷.چالش های درمان هم جنس گرایی

درمان هم جنس گرایی مانند سایر درمان ها که به ضاهر امری ساده به نظر می رسد،اما دارای مشکلات و دشواری های خاص خود است.در درجه ی اول درمانگر جنسی لازم است که از استعداد و علاقه مندی مورد نیاز در این زمینه برخوردار باشد.زیرا چنین درمانی با درمان فرد مجرد و یا متاهلی که دارای مشکلی در زمینه جنسی است تا حدودی متفاوت است.جهت پیشگیری از مشکلات ازدواج از مشاوره ازدواجکمک بگیرید.

برگرفته از کتاب درمان جنسی

شیوه مطرح شدن مشکلات جنسی در ازدواج

عمده ترین نکاتی که در ارتباط با چگونگی و شیوه مطرح شدن مشکلات جنسی از سوی مراجعین میتوان عنوان نمود ،به شرح زیر است:

۱.تعداد بسیار محدودی از مشکلات جنسی به صورت مستقیم و از ابتدا مطرح می شود.با توجه به حدود سه دهه تجربه های گوناگون در زمینه های روان درمانی،زوج درمانی و خانواده درمانی، تنها برخی از مراجعین مشکلشان فقط جنسی بوده و به همان خاطر اقدام به دریافت خدمات درمانی می نمایند.اینگونه افراد در همان ابتدای جلسه و به صورت مستقیم به اصل مطلب پرداخته و مشکل جنسی شان را مطرح می کنند.جهت پیشگیری از مشکلات خانواده از مشاوره خانوادهکمک بگیرید

۲.اغلب مراجعین مشکل جنسی را در میان دیگر مشکلات مطرح می کنند.آنچه به تجربه در درمان های جنسی مشاهده می شود ،حاکی از این است که اکثر مراجعین، مشکل جنسیشان را در ادامه و یا در میان سایر مشکلات مطرح می نمایند چنین امری بیشتر بدان خاطر است که فرد مراجعه کننده به درمان، دارای مشکلات دیگری در زمینه های رفتار فردی و ارتباطی نیز هست.جهت پیشگیری از مشکلات ازدواج از مشاوره ازدواجکمک بگیرید

۳.شرم و حیا نیز علت دیگر مطرح نشدن مشکلات جنسی به صورت مستقیم است.در برخی موارد نیز مراجع یا فرد مبتلا به مشکل در رفتار جنسی به دلیل شرم حضور،حیا و خجالت ناتوان از مطرح نمودن مشکل خویش است.به همین مناسبت پس از گذشت مدت زمانی و ایجاد ارتباط به نسبت همدلانه و درمانی، به تدریج قادر به بیان مشکل جنسی اش می شود

۴.در صورت آگاهی درمانگر از مشکل جنسی مراجع ،هم چنان چنین مشکلی، غیر از موارد خاص ،بایستی از سوی خود مراجع مطرح گردد.در برخی از درمان ها، درمان گر متوجه بعضی از مشکلات جنسی مراجع می شود. اما در چنین مواردی نیز بهتر است این امر توسط مراجع مطرح گردد.در عین حال لازم است ارتباط درمانی و همدلانه ایجاد و حد اقل تسهیل در ارتباط درمانی فراهم شود تا مشکلا جنسی مورد نظر مطرح گردد. در نهایت نیز می توان راهنمایی هایی به صورت غیر مستقیم برای مشکل مطرح شده ارائه نمود.جهت کمک  به رفع مشکل کودک خود از مشاوره کودک کمک بگیرید

یکی دیگر از مطالبی که در ارتباط با جنسیت و رفتار جنسی و هم چنین مشاوره و درمان های مرتبط لازم است بدان توجه شده و آگاهی های مورد نیاز در ارتباط با آن را به دست آورد، محرومیت جنسی است.

محرومیت جنسی بدین صورت است که شخص بنا به دلایل گوناگون از یک ارتباط انسانی، عاطفی، صمیمانه و جنسی با فردی از جنس مخالف برخوردار نباشد.البته این وضعیت می تواند در دوران تجرد و یا تأهل هر دو روی دهد. در هر حال محرومیت جنسی را هر فردی و در هر دوره از زندگی، اعم  از تجرد و یا تأهل خواه نا خواه تجربه می نماید . از این رو آ شنایی و نحوه برخورد و تعامل با آن، موضوع این بخش را شامل می شود

عمده ترین نکاتی که در ارتباط با محرومیت جنسی می توان عنوان نمود، به شرح زیر است .

۱.درمان جنسی در واقع نوعی آموزش است .

۲.درمان و مشاوره جنسی اختصاص به افراد مشکل دار نداشته و افراد عادی و متعارف نیز به آن نیاز دارند .

۳.دسترسی به ارتباطی انسانی و عاطفی با فردی از جنس مخالف همیشه و به طور مداوم امکان پذیر نیست.

۴.در دوران تأهل نیز روابط همسران همیشه از ثبات و کارآمدی عاطفی، انسانی و مهرورزانه برخوردار نیست.

۵.محرومیت جنسی امری عادی و طبیعی است.

۶.برداشتی نادرست از نظریه روانکاوی فروید

۷.شخص رشد یافته و بالغ از نظر رفتاری و شخصیتی قادر به تحمل کمبود ها و محرومیت های گوناگون زندگی از جمله جنسی خواهد بود.

۸.عمده ترین نکات برای رعایت در وضعیت محرومیت جنسی

۹.نیاز به کمک کارشناسی برای حل و رفع محرومیت جنسی

برگرفته از کتاب درمان جنسی

چرا فقط نسبت به افراد خاصی جاذبه ی جنسی داریم ؟

جاذبه ی جنسی میان دو نفر،به این معناست که میان آن دو ، رزنانس وجود دارد.حال می پرسیم،چه چیزی این جاذبه را به وجود می آورد؟ چندی بیش نیست که دانشمندان و جامعه شناسان به مطالعه ی این بعد روانی و نامرئی زندگی انسان پرداخته اند.شما شخصی خداشناس و مومن باشید ، یا بی ایمان ، مطمئناً تاکنون بدون اینکه متوجه شده باشید، ارتعاشات دیگران را احساس کرده اید.مطمئناً کسانی را ملاقات کرده اید که پیش از آنکه حرفی بزنند، از آن ها خوشتان آمده است،این نشان دهنده ی آن است که انرژی آن ها را دریافت می کنید.چنانچه سرشار از عشق ،شوروحالو بخشش باشند،شما نیز احتمالاً احساس خوبی خواهیدداشت و چنانچه احساسات و نیروهای منفی زیادی از قبیل خشم،دلخوری و انزجار داشته باشند ، با اینکه شما چنین احساساتی را در خودندارید،احتمالاً احساس بدی پیدا خواهید کرد.اما چنانچه احساسات و عواطف مشابهی درخود داشته باشید، بایکدیگر رزنانس خواهیدکرد.

جهت پیشگیری از مشکلات خانوادگی ازمشاوره خانوادهکمک بگیرید

برای درک اینکه چرا ارتعاشات برخی از مردم شما را از لحاظ جنسی تحریک می کند،باید ” صوت ” را بهتر بشناسیم.صوت نیز یک ارتعاش است .اما ارتعاشی بسیار آشکار به طوری که می توانیم آن را عملاً بشنویم.هرقطعه ی موسیقی با فرکانسی متفاوت و مخصوص به خود ارتعاش می کند.برای نمونه،ارتعاشات یک قطعه ی موسیقی کلاسیک،کاملاً با ارتعاشات یک قطعه ی موسیقی هوی متال متفاوت است.این امکان نیز وجود دارد که یک سمفونی تند از بتهون حتی تأثیر ارتعاشی شدید تری از یک آهنگ عشقی راک داشته باشد.با گوش دادن به هر یک از انواع موسیقی های فوق،احساس متفاوتی خواهید داشت و هریک از آن ها تأثیر کاملاً متفاوتی برروی سیستم عصبی شما خواهند گذاشت.از گوش دادن به موسیقی یا صداهایی بیشتر لذت می برید که سیستم عصبی شما با آنها رزنانس بکند.دقیقاً به همان گونه که اصوات مختلف انرژی های مختلفی از خود صادر می کند،انسان ها نیز همچون اصوات انرژی های مختلفی دارند.هریک از ما دارای چندین وضعیت ارتعاشی مختلف هستیم. جهت پیشگیری از مشکلات خانوادگی از  مشاوره ازدواج کمک بگیرید.

  •  ارتعاش جسمانی، برآیند تمامی کارهایی است که به وسیله ی غذا،سیگار،مواد مخدر،الکل،ورزش و روابط جنسی با بدنتان می کنید که به نوبه ی خود نیز می تواند تحت تأثیر ارتعاشات پرانرژی فکری یا احساسی و (عاطفی )  قرار بگیرد.
  •  ارتعاش فکری، برآیند تمامی افکار،قضاوت ها و باورهای شماست.
  • ارتعاش احساسی ( عاطفی)، برآیند تمامی احساسات گذشته و حال و شامل تمامی برنامه ریزی احساسی شما است.
  • ارتعاش روحی، برآیند احساس صلح و آرامشی است که با خود و دنیای بیرون تان دارید،به اضافه ی فلسفه ی روحی و انعکاس مجموعه ی تمامی دیگر ارتعاشات جسمانی،فکری،احساسی ( عاطفی ) شما.

 

باکسانی رزنانس جسمانی می کنید ( تحریک می شوید) که انرژی ارتعاشی آن ها مشابه انرژی ارتعاشی شما است.

بنابراین هنگامی که نسبت به کسی احساس جاذبه جنسی می کنید،احتمالاً به این معناست که در یک یا چند زمینه از ارتعاشات یکسانی برخوردار هستید: ارتعاش جسمانی،فکری،احساسی ( عاطفی ) و یا روحی. اما این لزوماً به این معنا نیست که از تفاهم کافی برخوردار هستید و همسران خوبی هم برای یکدیگر خواهید شد.  جهت کمک به رفع مشکل کودک خود از مشاوره کودک  کمک بگیرید .

جاذبه ی جسمانی و تفاهم ،دوچیز متفاوت هستند.

 

جاذبه جسمانی یکی از ارکان تفاهم به حساب می آید،اما به تنهایی کافی نخواهد بود تا با نامزد /همسرتان تفاهم داشته باشید.تفاهم کامل همچنین جاذبه ی فکری ،احساسی( عاطفی ) و روحی را نیز ایجاد می کند.در غیر این صورت رابطه تان تنها یک کوری شهوانی خواهد بود که فقط براساس رزنانس جسمانی ( جنسی ) بنا شده است. برگرفته شده از کتاب آیا تو آن گمشده ام هستی؟

تئوری انتخاب همسر

بر اساس تئوری انتخاب همسر تنها کسی که میتوانیم کنترلش کنیم خود ما هستیم .اگر رابطه نا موفقی داریم ،باید بیندیشیم و ببینیم خود من چه  میتوانم انجام دهم که باعث بهبودی رابطه ام شود و نه اینکه سعی کنم دیگری را تغییر دهم. تقریبا در تمامی موارد هنگامی که دست از کنترل بیرونی برمیداریم ،همسرمان نیز تغییر میکند .اما تئوری انتخاب  چیزی ورای رهایی از کنترل بیرونی است .طبق تئوری انتخاب ،ما باید تا جایی که امکان دارد به همسرمان کمک کنیم تا نیازهایش را ارضا کند .برای دستیابی به این هدف لازم است هفت عادت مهرورزی و پیوند دهنده را جایگزین رفتارهایی که رابطه را تخریب می کنند کنیم .این رفتارهای پیوند دهنده عبارتند از :

۱.گوش کردن

۲.حمایت کردن

۳.تشویق نمودن

۴.احترام گذاردن

۵.اعتماد کردن

۶.پذیرفتن فرد همانگونه که هست

۷.گفتگوی همیشگی بر سر اختلافات

قدرت تئوری انتخاب در این است که به ما کمک میکند با دیگران ،به ویژه نزدیکانمان ،خوب کنار بیایم .طبق تجارب ما ،این راه یگانه راه حفظ یک زندگی مشترکرضایتمند و پایدار است .وقتی میخواهیم بر اساس تئوری انتخاب رفتار کنیم ،حتی زمانی که احتمال میدهیم کمترین اختلافی وجود دارد ،باید پیش از هر اقدامی فکر کنیم .اولین فکرمان باید این باشد که تا جای ممکن از به کارگیری هفت رفتار مخرب اجتناب کنیم ،زیرا میدانیم که استفاده از این رفتارها ما را بیشتر از همه دور میکند و بر مشکلات ما می افزاید .

پس از آن برای رفع اختلاف هایمان یک یا چند رفتار مهرورزانه به کار بریم.این کار بسیار ساده به نظر میرسد ،اما عملی کردن آن بسیار دشوار است مگر آنکه همواره به یاد داشته باشیم با اعمال هفت رفتار مخرب تا چه حد به زندگیمان صدمه وارد میکنیم .به محض آنکه لغتی از دهانمان بیرون می آید یا حالت چهره مان عوض میشود ،دیگر نمیتوانیم آن را پس بگیرید.حتی اگه این رفتارها واقعا همسرتان را از شما نراند ،به احتمال زیاد او تصمیم میگیرد بیش از پیش از شما فاصله بگیرد.

تنها راه حل مشکلات زناشویی گفتگو با زبانی پیوند دهنده یا زبان تئوری انتخاب است .موفقیت در ازدواج،با یادگیری شیوه گفتگو با هم،نسبت مستقیم دارد.و موفقیت گفتگوهای زناشویی بدین بستگی دارد که طرفین در گفتگوهایشان پایه ای ترین اصل تئوری انتخاب را  که میگوید”ما فقط میتوانیم رفتارهای خودمان را کنترل کنیم”،خوب درک کرده باشند.اکثر گفت و شنودها در دنیای واقعی عمیقا ریشه در کنترل بیرونی دارد.به عنوان مثال،من سعی میکنم شما را قانع کنم که اگر پیشنهاد مرا بپذیرید از ناراحتی هایتان به میزان زیادی کاسته خواهد شد.شما هم سعی میکنید دقیقا همین کاری را در “مقابل” من انجام دهید .لطفا دقت بفرمایید :”در مقابل من نه و نه برای من”.

از طرف دیگر ،در گفت و شنودی که بر اساس تئوری انتخاب باشد ،هر یک از طرفین میتواند پیشنهاد کند که به نظر او چه کاری به حل مشکلشان کمک میکند .به چنین گفتگویی ،گفتگوی برنده-برنده میگویند و دو طرف احساسا برنده بودن دارند .در معاملات مسکن به مذاکره ای برنده – برنده میگویند که وقتی من میخواهم خانه ای را به صد میلی.ن بفروشم و شما میخواهید هشتاد میلیون برای آن بپردازید و در آخر با هم بر سر قیمت نود میلیون به توافق میرسیم.در اینجا حرف هیچ کدام از ما به کرسی ننشسته است ،اما به نظر هر دوی ما ،این مبلغ مورد توافق و منصفانه است .بر خلاف آنچه در دنیای واقعی رخ میدهد،در چنین گفتگویی هیچ یک از طرفین قصد ندارد بر دیگری فشار آورد تا خارج از انصاف سهم بیشتری را به خود اختصاص دهد.

به عنوان مثال ،در زندگی زناشویی یک گفتگوی مبتنی بر تئوری انتخاب میتواند به این شکل باشد که زن از شوهرش انتظار دارد هر شب وقت شام به منزل بیاید .مرد نیز میگوید اگر این کار را هر شب انجام دهد ،کارش را از دست می دهد.در صورتی که کنترل بیرونی در این زندگی اعمال شود ،زن به نق زدن هایش ادامه میدهد و مرد سعی میکند حتی دیرتر به خانه بیاید و لج همسرش را در آورد بلکه او دست از نق زدن بردارد.در چنین شرایطی این زوج می توانند از تئوری انتخاب استفاده کنند .بدین گونه که مرد پیشنهاد دهد هفته ای دو شب موقع شام به منزل بیاید و سه شب دیگر را هم سعی کند زودتر بیاید .زن هم پیشنهاد دهد که از این پس سعی میکند جانب انصاف را نگه دارد ،شرایط شوهر را درک کند و دست از نق زدن بردارد .مرد به قدری از فروکش کردن این نق ها لذت میبرد که حتی سعی میکند بیشتر شبها هر جور شده خودش را برای شام به خانه برساند .این راه حل ممکن است ساده و پیش پا افتاده به نظر برسد ،اما همین مقدار به ظاهر ناچیز عشق و لذت بیشتری برای هر دو به ارمغان خواهد آورد و زن میتواند از این پس شب هایی که شوهرش در محل کار میماند ،راحت تر بگذارند .همانطور که قبلا نیز ذکر شد،ایجاد و نگهداری رابطه برای خشنودی ما بسیار حیاتی است ،و به محض اینکه مشکلی ایجاد شد ،باید با گفتگو و مذاکره آن را حل کرد .

تفاوت سنی زیاد در ازدواج چیست؟

تفاوت سنی زیاد در ازدواج چیست؟

💕تفاوت سنی زیاد بین زن و شوهر می تواند برای هر دو نفر مشکلات جدی ایجاد کند. البته معمولاً در اوایل ازدواج این مشکلات چندان زیاد به نظر نمی رسد اما پس از گذشت چند سال به طور جدی خود را نشان می دهد.

💕اگر بیش از اندازه از همسر خود بزرگتر باشید:

۱⃣ این امکان وجود دارد که حوصله او را نداشته باشید و نتوانید خامی ها، بی تجربگی ها و کندی او در باره مسائل زندگی را تحمل کنید. در واقع ممکن است از این که شاهد هستید همسرتان با مسائلی دست به گریبان است که شما مدتها پیش آنها را پشت سر گذاشته اید، خسته شوید.

۲⃣ تمایل دارید بیشتر اوقات نقش والد را بازی کنید، زیرا تجربه بیشتری دارید. تقریباً غیرممکن است که بتوانید از پند و اندرز دادن و نصیحت کردن همسرتان چشم بپوشید. همین باعث می شود که همیشه با همسرتان مانند یک کودک رفتار کنید و در دام ارتباط مداوم والد- کودک بیفتید. این ارتباط باعث خشم و انزجار همسرتان نسبت به شما و عصبانیت متقابل شما نسبت به او می شود و تاثیر مخربی بر رابطه تان می گذارد.

۳⃣ در رابطه قدرت بیشتری پیدا می کنید و وسوسه می شوید که همسرتان را کنترل کنید. به دلیل بالاتر بودن سن، تجربه های بیشتر و احتمالاً موفقیت های مالی بیشتر ممکن است همسر خود را کنترل کنید تا دست به کارهای ناپخته و حساب نشده نزند.

۴⃣ممکن است بخواهید خود را جوان تر از سن واقعی تان نشان دهید. افراد در هر سنی نیازهای خاصی دارند اما وقتی فردی با همسری بسیار جوان تر از خودش ازدواج می کند ممکن است از اینکه به نیازهای سنی خودش پاسخ دهد دست بردارد و برای رضایت خاطر همسرش سعی کند که رفتارهای سنین پایین تر را انجام دهد.

💕اگر بیش از اندازه از همسر خود جوان تر باشید:

۱⃣ این امکان وجود دارد که به او به عنوان یک الگو و آموزگار نگاه کنید و در مقابل او احساس ضعف و حقارت کنید. وقتی همسرتان به مراتب از شما بزرگتر باشد طبیعی است که موفق تر، باتجربه تر و از لحاظ اقتصادی با ثبات تر باشد. این موضوع می تواند فرد را به طور ناخودآگاه تحت تاثیر قرار دهد به طوری که احساس کند همسرش از او بهتر است.

۲⃣ممکن است همیشه برای همسرتان نقش کودک را بازی کنید. وقتی که تجربه کمتری دارید و مشاهده می کنید که همسرتان با تجربه تر است ممکن است به طور ناخودآگاه در مقابل او در اکثر مواقع نقش یک کودک را بازی کنید.

۳⃣ ممکن است بخواهید خود را مسن تر از سن واقعی خود نشان دهید. برای این که تفاهم بین خود و همسرتان را بیشتر کنید، احتمال دارد رفتارهای مطابق با سن خود را کنار بگذارید و مطابق میل او رفتارهای سنین بالاتر
را نشان دهيد.

📚 راهنمای ازدواج موفق | دکتر آلبرت الیس دکتر رابرت هارپر

بدترین فرد رای ازدواج

بدترین فرد برای ازدواج کیست؟

بدترین فرد برای ازدواج کیست؟

بيشتر روانشناسان خانواده معتقدند نامناسب ترین افراد برای ازدواج کسانی هستند که مبتلا به ((اختلال شخصیت)) هستند.

اختلال شخصیت چیست؟
💕💕
کسی که مبتلا به اختلال شخصیت است در زندگی فردی خود و با تمام روابط بین فردی خود مشکل دارد ولی معتقد است که او سالم است و دیگران مشکل دارند.

ارتباط برقرار کردن با این افراد کار سختی است و نیاز به درمان فردی دارند. برای مثال، کسی که اختلال شخصیت خود شیفته دارد خود بزرگ بینانه فکر می کند که آدم بسیار مهم و بی نظیری است، تحمل انتقاد را ندارد، همیشه خود را محق می داند، توانایی همدلی با دیگران ندارد، حسود و متکبر است، نیاز به تایید و تحسین دیگران دارد، نیازهای خودش برایش مهم است، دیگران را استثمار می کند و اغلب اوقات با یک فرد بسیار وابسته ازدواج می کند.

تشخیص انواع اختلال شخصیت (بد گمان، نمایشی، دوری گزین، وابسته و … تنها توسط روانشناس متخصص و یا با اجرای آزمون های روانی خاص امکان پذیر است.

منبع:يالوم،کتاب درمانی اگزیستانسیال