نوشته‌ها

افسردگی چیست؟

افسردگی چیست؟

افسردگی می‌تواند، باعث ابتلای به انواع بیماری‌های جسمی و روانی شود. افراد افسرده ممکن‌است در انجام وظایف روزانه ناتوان بوده و حتی احساس کنند، زندگی ارزش زندگی کردن ندارد. برخلاف تصور افراد افسردگی فقط یک ضعف و ناتوانی نیست و نمی‌توان آنرا به سادگی نادیده گرفت، بلکه یک بیماری مزمن مانند دیابت، فشارخون و … است که باید برای درمان آن اقدام کرد. اکثرافراد مبتلا به بیماری افسردگی بعد از مصرف دارو، جلسات مشاوره و یا سایر اشکال درمان، بهبود می‌یابند.

علایم بیماری افسردگی

برطبق انستیتوی ملی سلامت روانی آمریکا، افرادیکه درچار اختلال افسردگی هستند، علایم و نشانه‌های یکسانی ندارند. بعضی از علایم معمول و متداول افسردگی شامل:

  • مشکل در تمرکز، یادآوری جزئیات و تصمیم‌گیری
  • خستگی و کاهش انرژی
  • احساس گناه، بی‌ارزشی و یا درماندگی
  • بدون امید به آینده و بدبینی
  • بیخوابی، بیدار شدن صبح زود و یا خواب زیاد
  • بیقراری و نا‌آرامی
  • ازدست دادن علاقه به فعالیت‌های لذت بخش، شامل رابطه جنسی و …
  • از دست دادن لذت به زندگی
  • پرخوری عصبی و یا کاهش اشتها
  • سردرد، گرفتگی عضلات و یا مشکلات گوارشی
  • کاهش میل جنسی
  • گریه کردن بدون هیچ دلیل خاصی

علایم معمول افسردگی در کودکان و نوجوانان ممکن است کمی با علایم بزرگسالان متفاوت باشد، نشانه‌های افسردگی در کودکان و نوجوانان می‌تواند، شامل:

  • در کودکان نشانه‌های افسردگی شامل، ناراحتی، بیقراری، نگرانی و ناامیدی باشد.
  • نشانه‌های افسردگی در نوجوانان شامل، اضطراب، عصبانیت و دوری از اجتماع باشد.
  • تغییر در طرز تفکر و برنامه خواب هم یکی دیگر از علایم معمول هم در نوجوانان و هم در کودکان می‌باشند.
  • در کودکان و نوجوانان، افسردگی در کنار سایر بیماریها شامل اضطراب و یا اختلال کم توجهی و بیش‌فعالی رخ می‌دهد.
  • کودکان دچار بیماری ممکن‌است در انجام وظایف مدرسه دچار مشکل شوند.

 

برای بعضی از افراد علایم افسردگی آنقدر شدید است، که فهمیدن آن به سادگی ممکن می‌باشد، اما بعضی دیگر بدون اینکه بدانند، چرا احساس غم و ناراحتی می‌کنند.

دلایل ابتلا به افسردگی

معمولا دلیل ابتلا به افسردگی، ترکیبی از عوامل ژنتیکی، جسمی، محیطی و روانی می‌باشد. بعضی از این عوامل شامل:

  • انتقال دهنده های عصبی. این مواد شیمیایی طبیعی مغزی با حال و حوصله شما ارتباط مستقیم داشته و نقش کلیدی در افسردگی ایفا می‌کند.
  • هورمون‌ها. تغییر در سطح هورمون‌های بدن، می‌تواند عامل ابتلا به افسردگی باشد.
  • عادات ارثی. افسردگی در افرادیکه در خانواده‌شان سابقه افسردگی دارند، شایع‌تر است.
  • حوادث زندگی. حوادثی خاص همچون مرگ یا از دست‌دادن کسانی‌که دوستشان دارید، مشکلات مالی و استرس شدید، می‌تواند باعث ابتلای شما به افسردگی شود.
  • آسیب‌ها و مشکلات کودکی. آسیب‌های و حوادثی شامل، از دست دادن والدین، تجاوز جنسی و … می‌تواند تاثیرات دائمی بر مغز گذاشته و خطر ابتلای به افسردگی را افزایش دهد.

چه کسانی در خطر ابتلا به افسردگی هستند؟

معمولا افراد در سنین نوجوانی و یا بین دهه دوم و سوم زندگی رخ می‌دهد، اما محدودیت برای آن وجود نداشته و افراد در همه سنین دچار ممکن است، دچار افسردگی شوند. تعداد زنان مبتلا به افسردگی معمولا دوبرابر زنان می‌باشد، اما این آمار دقیق نبوده و شاید بخاطر مراجعه بیشتر زنان به پزشک بوجود آمده باشد. افرادیکه هریک از شرایط زیر درباره آنها صدق می‌کند، خطر بیشتری برای ابتلا به افسردگی آنها را تهدید می‌کند:

  • زنان
  • کسانیکه در خانواده‌شان سابقه افسردگی وجود دارد
  • تجربیات آسیب زننده در کودکی
  • افرادیکه دوستانشان افسرده هستند
  • کسانیکه اعضای خانواده و یا کسانیکه دوست داشته‌اند را از دست داده‌اند
  • کسانیکه به تازگی زایمان کرده‌اند (افسردگی پس از زایمان)
  • کسانیکه سابقه افسردگی دارند
  • کسانیکه به بیماریهای خطرناک از قبیل سرطان، دیابت، بیماری‌های قلبی، آلزایمر و یا اچ ای وی/ ایدز
  • کسانیکه عادات شخصیتی و رفتاری خاصی دارند، مثلا افراد بسیار وابسته، بدون عزت نفس، بدبین و …
  • معتادان به الکل و موادمخدر
  • افرادیکه داروهای خاصی از جمله، داروی فشارخون، قرص خواب و یا سایر داروهای خاص

انواع بیماری افسردگی

انواع مختلفی از بیماری افسردگی وجود دارد، که در ادامه فقط آنها را نام می‌بریم:

  • افسردگی اساسی
  • افسردگی مزمن (dysthymia)
  • افسردگی دو قطبی (اختلال دوقطبی)
  • افسردگی فصلی
  • افسردگی روانی
  • افسردگی پس از زایمان
  • اختلال خلقی ناشی از مواد (SIMD)

عوارض بیماری افسردگی

افسردگی یک بیماری جدی و مهم است که می‌تواند باعث اثرات وحشتناکی برروی فرد و خانواده‌ی وی شود. افسردگی درمان نشده، می‌تواند باعث بوجود آمدن مشکلات عاطفی، رفتاری و جسمی‌ شود. این عوارض می‌توانند شامل:

  • اعتیاد به الکل
  • اعتیاد به مواد مخدر
  • اضطراب
  • مشکلات درسی و یا کاری
  • مشکلات خانوادگی
  • منزوی شدن
  • خودکشی
  • آسیب رساندن به بدن، مثلا زخم کردن خود

شیوع بیماری افسردگی

در ایالات متحده آمریکا حدود ۱۴٫۸ میلیون نفر از بزرگسالان از افسردگی اساسی رنج می‌برند. نرخ خودکشی در بیماری افسردگی نسبت سایر انواع بیماری روانی بالاتر است. متاسفانه بیشتر افرادیکه دچار بیماری افسردگی می‌باشند، بدنبال درمان نمی‌روند. بدون شناسایی و درمان بیماری، افسردگی می‌تواند شدیدتر و سخت‌تر شود.

راههای پیشگیری از ابتلا به افسردگی

هنوز راه قطعی و قابل اتکایی برای پیشگیری از ابتلا به افسردگی وجود ندارد، اما با برداشتن قدم‌هایی همچون کنترل استرس، برقراری روابط اجتماعی و دوستی، ورزش، رژیم غذایی سالم و درمان بموقع و اولیه بیماری از بهترین روشهای پیشگیری از افسردگی شدید و ناتوان‌کننده می‌باشد.

۱۵ راه برای صمیمی شدن با فرزندتان

یکی از معضلات اصلی برای خانواده ها نحوه برخورد و ارتباط برقرار کردن با جوانان و نوجوانان خود می باشد.

اولین و مهمترین مساله این است که پدر و مادر فکر می کنند که برقرار کردن رابطه دوستی با فرزندان مشکل می باشد، در صورتی که اگر پدر و مادر کمی حوصله به خرج دهند و صبوری کنند و با آرامش به حرفهای بچه هایشان گوش دهند مسلما خیلی از گره هایی که بایستی با دندان باز شود را با دست باز می کنند. وقتی جوانان احساس امنیت کنند می توانند با پدر و مادر خود صحبت کنند بدون اینکه ترسی از طرد شدن، مورد ضرب و شتم قرار گرفتن، مورد تحقیر قرار گرفتن و مورد مقایسه قرار گرفتن داشته باشند. در این صورت آن جوان یا نوجوان، پدر و مادر خود را محرم اسرار دانسته و ارتباط خوبی بر قرارمی کند. البته این اولین و اساسی ترین قدم است.
یک مثال واضح این که خود ما چرا با یک دوست راحت صحبت می کنیم ولی با پدر و مادر یا حتی با خواهر و برادر نمی توانیم به راحتی صحبت کنیم؟ چون یک دوست فقط به حرفهای ما گوش می دهد و درنهایت برای این که ما را آرام کند، همدردی می کند و حتی یک راهکار هم جلوی پای ما می گذارد، چه درست و چه نا خواسته غلط. ولی پدر و مادرها به محض اینکه بچه صحبت می کند چون نگران هستند که به نوعی از دستش بدهند شروع به گفتن حرفهای تحریک آمیز می کنند، البته ناخواسته و نمی دانند که این حرف ها فاصله ها را بیشتر می کند و بچه برای اینکه جایگاه خود را درخانه از دست ندهد ومورد سرزنش قرار نگیرد، ترجیح می دهد با همان دوست راحت باشد ودردودل کند، به همین راحتی!!.

اما راهکارهایی کاربردی برای حل این مساله و دوستی عمیق با فرزندان:
۱- اولین راهکاراین که اگر توانستید تحمل کرده و با آرامش به حرفهایشان گوش کرده بدون اینکه خود را در جایگاه پدر یا مادر بدانید، بلکه خود را یک دوست صمیمی و هم سن و سال او بدانید و راهنمایی اش کنید. بدون اینکه ترسی داشته باشید اولین قدم و بزرگترین قدم را برداشته اید.

۲- فرزندان خود را همان طوری که هستند بپذیرید، بدون مقایسه با فرزندان دیگران، اگر می خواهید واقعا آنها را از دست ندهید.
۳- علاقه خودمان را به صورت جملاتی شیرین اما نه چرب زبانی و شیوه های غیر کلامی محبت آمیز و عملی به فرزندمان ابراز کنیم.عزیزم تو عشق من هستی!!

۴- با جوانان و نوجوانان به زبان دل آنها و مناسب با زمان زندگی آنها سخن بگوییم، درقالب احترام وتشویق در فرزندانمان ایجاد امنیت روانی و انگیزه مثبت کنیم.
۵- فاصله روحی خود را با دردودل کردن و تعریف خاطرات کودکی با فرزندان تان کم کنید و با این کار رشد معنوی را در آنها تقویت کنید.
۶- اشتباهات فرزندان خود را با بزرگواری بدون پرده دری و ایجاد جسارت در آنها رفع نمایید.
۷- به صورت دستوری با آنها صحبت نکنیم و نام فرزند خود را با احترام به ویژه در حضور دیگران صدا کنیم. ۸- دادن هدیه های کوچک به بهانه مناسبت های مختلف به صورتی که آنها را پر توقع نسازد و برای هر کار کوچکی از شما انتظار پاداش و جایزه نداشته باشند.
۹- ایجاد حس مسئولیت و اعتماد به نفس در فرزندان با تعیین وظایف درخانواده و دادن یک حس مالکیت به آنها.
۱۰- نسبت به دوستان فرزند خود حساسیت و شناخت بالایی داشته باشید، زیرا گرایش او بر پذیرش شما در گروه همسالان و مشابهت آنان از عوامل اصلی تربیت نوجوانان و جوانان است و این کار وقتی آسان می شود که با فرزندانمان دوست باشیم که مطمئنا به دوستان آنها نیزمی توانیم نزدیک شویم.
۱۱- اهمیت جایگاه فرزندتان را در خانواده به اوتفهیم کنید که در حفظ و رشد شخصیت خود کوشا باشد. ۱۲- توقعات و انتظارات خود را به صورت دقیق و در حد توان و با محبت برایشان توضیح دهید.
۱۳- در مواقع انتقاد، شخصیت او را زیر سوال نبرده بلکه حداقل از چند خوبی او تعریف کرده و سپس عمل ناپسند او را انتقاد کنید.
۱۴- درمقاطع دشوار سعی کنید کنارش باشید و با اواحساس همدردی کنید، امابه او بفهمانید کاری که شما انجام داده اید وظیفه او بوده و عادت نکند.
۱۵- در آخر فرزندانمان را با سختی و محرومیت آشنا کنیم تا دارای روحیه ای قوی و محکم شوند. با دقت این راهکارها را مطالعه کرده، بپذیرید و انجام دهید.
مطمئن باشید گاهی صمیمیت و مهربانی به موقع شر را به خیر تبدیل کرده و دردسرهای آینده ی فرزند شما برایتان از بین خواهد رفت./سیمرغ

کلمات کليدی: کودک،دوست داشتن،فرزند،مادر

کودک بیش فعال را چگونه مهار کنیم؟!

از آنجایی که دارو و درمانی برای کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی به تنهایی پاسخگو نیست، والدین بهتر است روش های تربیتی و برخورد مناسب با این کودکان را فرا بگیرند اما به راستی چگونه باید با این کودکان برخورد کرد؟ روش های تربیتی مناسب این کودکان کدام هستند؟

بزرگ کردن هر کودکی به آموزش والدین نیاز دارد اما کودکی بیش فعال نیروی ویژه ای را می طلبد. اگر به عنوان والدین کودک، نقش خود را به خوبی در مقابل همه کسانی که در درمان کودک شرکت دارند – مانند معلمان، پزشک، روانشناس و حتی سایر اعضای خانواده – ایفا کنید، مهمترین و بهترین مدافع کودک هستید. نتیجه این حمایت ها و آموزش ها این است که می توانید به کودک بیش فعال خود کمک کنید به سوی موفقیت گام بردارد. در اینجا چند روش مناسب برای رفتار با این کودکان را بیان می کنیم:

۱- نگرش و افکار خود را تغییر بدهید.

از آنجا که تعدادی از انتظارات، باورها و پیش داوری های خاص والدین باعث بروز مشکلات ارتباطی والد و کودک می شود، لازم است برخی از شناخت ها در نخستین مرحله اصلاح شوند. مثلا به عنوان والد باید بدانید: رفتار کودک مربوط به یک اختلال است و از روی قصد و عمد نیست، کودک توانایی یادگیری و موفقیت دارد، کودک مجموعه ای از توانایی های منحصر به فرد را دارد که این ویژگی ها ارزشمند هستند. به صورت خلاصه هر چقدر می توانید در مورد این بیماری بیاموزید؛ هر چقدر بیشتر بدانید می توانید به کودکتان بهتر کمک کنید.

۲- گوش دادن و صحبت کردن درست را بیاموزید.

باز نگه داشتن پل ارتباطی میان والدین و کودک فوق العاده مهم است و موج بمی شود اختلاف ها و تعارض های میان والدین و کودک به شکل مؤثری از میان برداشته شود و از وخیم تر شدن روابط میان آنها جلوگیری کند. برای این مورد پیشنهاد می شود:

– رفتار خود را با سن کودک متناسب کنید.

– در هنگام صحبت با کودک ارتباط چشمی با او داشته باشید.

– با جملات ساده صحبت کنید.

– خود را به جای کودک بگذارید.

– سعی کنید هدف او را از بروز چنین رفتارهایی کشف کنید و برای گوش دادن به صحبت های کودک خود وقت بگذارید.

– آرام ولی محکم صحبت کنید. اگر معمولا هنگامی که کاری از کودکتان می خواهید صدایتان را بلند می کنید، کودک می آموزد هنگامی که صدایتان را به حداکثر نرسانده اید، به شما بی توجهی کند.

– احساستان را به کودک بگویید. بدون اینکه مستقیم از کودک انتقاد کنید، به او بگویید در مورد اعمال و رفتارش چه احساسی دارید. برای مثال: «به خاطر اینکه موهایت را شانه نمی کنی واقعا ناراحتم» یا «وقتی به موقع نمی خوابی، واقعا نگران می شوم.»

۳- توجه مثبت به کودک نشان دهید.

فقط زمانی می توانید با موفقیت برای فرزند خود حد و مرز قوانین را تعیین کنید که به ویژگی های مثبت او توجه نشان دهید.

مؤثرترین راه برای آموزش رفتار خوب، شکل دادن رفتار یا تحسین است. اگر هنگام تحسین کودک خود، راهنمایی های زیر را به کار ببندید، متوجه خواهند شد این کار به عنوان یک روش تربیتی و انضباطی بسیار مؤثر است.

– به کودک خود بگویید که کدام صفات او را می پسندید. دست کم چند بار در روز کودک خود را تحسین کنید.

– به طور مناسب و مقتضی تحسین کنید. برای دریافت پاسخ های بهتر، نوع تحصین را با سن و اخلاق کودک متناسب کنید. برای نمونه در آغوش گرفتن، بوسیدن، نوازش کردن و دیگر نشانه های عملی محسبت همراه با کلمات مهر آمیز برای کودکان مناسبتر هستند.به این نکته توجه داشته باشید که همیشه از جملات متنوعی برای این کار استفاده کنید، زیرا کودک بعد از مدتی از جملات تکراری خسته می شود.
– بازخورد فوری نشان دهید و رفتار کودک را برای موفقیت های کوچکتر نادیده نگیرید.

– کودک را با افراد دیگر مقایسه نکنید.
– روزانه پانزده تا بیست دقیقه از وقت خود را به کودک اختصاص دهید تا روابط والد – فرزند نزدیکتری ایجاد شود و زمینه برای تخلیه هیجانات نیز صورت گیرد. در این اوقات به کودکتان در انتخاب فعالیت یا تکلیف، حق انتخاب بدهید و کودک نقش اصلی را بر عهده بگیرد.

۴- دستورات مؤثر و مناسب بدهید

کودکان دچار اختلال بیش فعالی در کنترل حواس خود ناتوان هستند. بدین ترتیب وقتی می خواهید کودک رفتار خاصی داشته باشد یا کار خاصی انجام دهد، باید حواس خود را متمرکز کند. برای آموزش این مرحله از مداخله موارد زیر پیشنهاد می شود:

– محیط خانه را بازسازی کنید. فعالیت ها و شلوغی ها و تماس های تلفنی غیرضروری را کاهش دهید و تلویزیون را خاموش کنید.

– برای تقویت توجه کودک ابتدا از بازی «نگاهتو برنگردون» استفاده کنید. بدین ترتیب که شما و کودکتان به چشمان یکدیگر خیره شوید، هر کس زودتر خسته شود و نگاهش را برگرداند، بازنده است. پس از اینکه کودک خیره شدن را به خوبی یاد گرفت،میگنا.irبه او بیاموزید حواسش را روی کسی که در حال صحبت کردن است، متمرکز کند یا به عبارتی «رادارش را روی او قفل کند». هنگام غذا خوردن به طور عمد ترتیبی بدهید تا افراد مختلف صحبت کنند و ببینند آیا کودک این بازی را درست انجام می دهد یا نه. فراموش نکنید در صورت انجام درست این تمرین، کودک را تحسین کنید.

– مطمئن شوید کودکتان وظایفش را متوجه شده است و از او بخواهید دستور را با صدای بلند تکرار کند.

– برای انجام کارها از کودک خواهش نکنید. اگر شما در مورد مسئله ای از کودک خود خواهش کنید، باید انتظار جواب «نه» را داشته باشید.

۵- به کودکتان نحوه انجام درست فعالیت ها را آموزش دهید.

والدین همیشه مشتاق هستند کودک بتواند از خودش مراقبت کند، رفتارش را کنترل کند و رفتاری مسئولان داشته باشد. برای اینکه به طور مؤثر والدین این کودکان باشید، باید یک مدیر مؤثر باشید؛ زیرا شما در حال اداره فردی هستید که سطح خود کنترلی اش پایین است. تعامل شما با کودک باید ثابت و قابل پیش بینی باشد. برای آموزش این مرحله از مداخله، موارد زیر پیشنهاد می شود:

– فعالیت هایی را انتخاب کنید که کودک قادر به انجام آنها باشد.

– قوانین باید به صورت شفاف و خلاصه شده باشد. کودک باید به طور دقیق بداند شما چه انتظاری از او دارید.

– وظایف را به مراحل کوچکتر تقسیم کنید.

– به کودک خود بگویید چه کاری را باید انجام بدهد، نه اینکه چه کاری را نباید انجام بدهد، زیرا باید به این کودکان شروع راه را نشان دهیم، نه اینکه آنها را متوقف کنیم.

– به کودک علامتی نشان دهید که به او بهماند زمان شروع کارش است؛ از کودک بخواهید به شما بگوید در شروع، وسط و پایان چه کارهایی را انجام داده است.

– یک ساختار زمانی ثابت را برای غذا خوردن، انجام تکالیف، تلویزیون نگاه کردن، بیدار شدن و به رختخواب رفتن تنظیم کنید.

– برای انجام کارهایی که به توجه و یادگیری نیاز دارد، وقت استراحتی تعیین کنید.

– به کودک اجازه دهید انرژی های اضافی خود را با انجام بعضی از ورزش های فیزیکی تخلیه کند.

– تکالیف مدرسه را به طور روزمره مرور کنید و از آموزگار بخواهید کارهای کلاسی کودک را برای شما بفرستد. همچنین زمان مشخصی را برای انجام تکالیف انتخاب و برای انجام تکالیف روزمره جدولی تهیه کنید. به عنوان مثال، شنبه ها: ریاضی و فارسی.

– یک مکان آرام تعیین کنید که کودک تکالیف مدرسه را در آنجا انجام و کتاب ها و دفترهای مدرسه اش را هر شب پیش از خواب در آنجا قرار دهد و صبح، هنگام رفتن به مدرسه آنها را فراموش نکند؛ تکالیف را بازبینی کنید. صحت و نظم و ترتیب آنها را بررسی کنید و به کودک خود تذکر دهید اگر تکالیفش را انجام دهد، به او پاداش می دهید. کودک را در انجام تکالیفش راهنمایی کنید. ولی خودتان تکالیف را انجام ندهید.

– با ایفای نقش، کودکتان را آموزش دهید. این موقعیت ها می تواند شامل دعوت یک دوست به بازی، صحبت با تلفن، خوشامدگویی به میهمان، گفتگو با کودکان و … باشد.

– کودک را مکلف کنید کارهای خانه را انجام دهد؛ مانند چیدن سفره، مرتب کردن اتاق، کمک در آشپزی و … از این طریق اعتماد خود به توانایی او در مسئولیت پذیری را نشان دهید.

۶- در زمان مناسب تشویق و تنبیه کنید

پاداش و تشویق برای رفتار مطلوب، یک تقویت کننده محسوب می شود. کودک نسبت به کاری که انجام داده است، احساس خوبی پیدا می کند و در نتیجه آن کار را تکرار خواهد کرد. برای این مورد نیز بهتر است موارد زیر رعایت شود.

– به پاداش ها تنوع ببخشید. برای کمک به تصمیم گیری در مورد پاداش، خواسته های کودکتان را بررسی کنید. می توانید از کودک خود پرسش های زیر را بپرسید «اگر بتوانی سه آرزو بکنی، آنها کدامند؟» «اگر بنا باشد فقط یک چیز از بابا بخواهی، آن چیست؟»

– پاداش ها و امتیازها را فقط در جریان یا بلافاصله پس از بروز رفتار مطلوب ارائه کنید.

– هنگامی که پاداش یا امتیاز می دهید، از کلمات مثبت و تشویق کننده و نیز از ناز و نوازش استفاده کنید.

– گاهی اوقات جلوتر به کودک بگویید برای گرفتن پاداش و امتیاز از او چه رفتار مطلوبی را انتظار دارید.

– برچسب های ستاره دار یا اشیاء رنگی را انتخاب کنید و در مقابل انجام کار درست یک ژتون به کودک بدهید و در مقابل انجام کار اشتباه، یک ژتون از او بگیرید و مثلا، در ازای جمع آوری پنج ژتون یک هدیه به او بدهید.

– از تصحیح بیش از حد استفاده کنید. بر اساس این روش، از کودک می خواهید رفتار ناشایست خود را اصلاح کند. مثلا کودک شما روی دیوار نقاشی می کشد. به او بگویید «دیوار کثیف شده است و باید آن را تمیز کنی تا دوباره قشنگ شود.»

– از روش محروم کردن استفاده کنید، البته در استفاده از این مورد محل محرومیت را به دقت انتخاب، و از امنیت و سلامت آن اطمینان حاصل کنید و مدت زمان محرومیت را برحسب سن کودک تعیین کنید.

– از کودکتان بخواهید سه تا پنج الگوی نقش یا قهرمان را نام ببرد. بعدا از او بپرسید الگوها یا قهرمانان او برای غلبه بر مشکلات کنترل تکانه چه خواهند کرد. پاسخ های کودک را بررسی و او را دربرداشتن گام های مشابه در راستای تمرین افزایش خویشتنداری تشویق کنید.

– رویدادها یا عوامل استرس زایی را که در افزایش بیش فعالی، رفتارهای تکانشی و حواس پرتی کودک نقش دارند، مشخص کنید.

۷- به رژیم غذایی و مصرف داروها توجه کنید.

اختلال بیش فعالی با رژیم غذایی در ارتباط است. تغذیه نامناسب و حساسیت های غذایی ممکن است این اختلال را افزایش دهد. در این مورد به یاد داشته باشید:
– در وعده های غذایی نظم زمانی ایجاد کنید؛ اندازه گیری دقیق وزن و قد کودک را دنبال کنید.

– از مواد غذایی پروتئینی از قبیل میوه های خشک شده، تخمه گل آفتاب گردان، میوه های مغز دار (پسته، گردو، فندق)، غذاهای بدون نمک، میوه و سبزیجات تازه استفاده کنید؛ از قرار دادن چیپس و نوشابه های گازدار در دسترس کودک خودداری و خوردن پیتزا را برای خانواده محدود کنید.

– برای بسیاری از کودکان مبتلا، دارو درمانی جزء جدایی ناپذیر برنامه درمانی است. دارو درمانی برای این استفاده می شود تا علائم این اختلال را بهبود بخشد و کودک بتواند به طور مؤثری به فعالیت ادامه دهد، بنابراین مصرف او را پیگیری کنید.

۸- به یک گروه حمایتی بپیوندید.

برخورد و اتخاذ شیوه های تربیتی با کودکان بیش فعال بسیار توانفرساست. در این گروه های حمایتی شما با سایر مادران دارای فرزند بیش فعال آشنا خواهید شد که ضمن احساس همدردی کردن با آنان، می توانید از تجارب موفق آنان نیز استفاده کنید.