بدترین فرد برای ازدواج کیست؟

بدترین فرد برای ازدواج کیست؟

بيشتر روانشناسان خانواده معتقدند نامناسب ترین افراد برای ازدواج کسانی هستند که مبتلا به ((اختلال شخصیت)) هستند.

اختلال شخصیت چیست؟
💕💕
کسی که مبتلا به اختلال شخصیت است در زندگی فردی خود و با تمام روابط بین فردی خود مشکل دارد ولی معتقد است که او سالم است و دیگران مشکل دارند.

ارتباط برقرار کردن با این افراد کار سختی است و نیاز به درمان فردی دارند. برای مثال، کسی که اختلال شخصیت خود شیفته دارد خود بزرگ بینانه فکر می کند که آدم بسیار مهم و بی نظیری است، تحمل انتقاد را ندارد، همیشه خود را محق می داند، توانایی همدلی با دیگران ندارد، حسود و متکبر است، نیاز به تایید و تحسین دیگران دارد، نیازهای خودش برایش مهم است، دیگران را استثمار می کند و اغلب اوقات با یک فرد بسیار وابسته ازدواج می کند.

تشخیص انواع اختلال شخصیت (بد گمان، نمایشی، دوری گزین، وابسته و … تنها توسط روانشناس متخصص و یا با اجرای آزمون های روانی خاص امکان پذیر است.

منبع:يالوم،کتاب درمانی اگزیستانسیال

A comparison of the effects of solution-based group learning and traditional teaching on the critical thinking of Teacher Training students m

مقاله از:
دکتر زهره عباسی، دکتر اعظم بهرامی، دکتر امیرهوشنگ ملاحسینی، دکتر باقر کجباف
چکیده:

 This study aims at a comparison of the effects of solution-based group learning and traditional teaching on the critical thinking of Teacher Training students. The research method was quasi-experimental using a two-group design and pre-tests and post-tests. Our sample consisted of 55 students having a Teacher Training associate degree (1385-1384) from Qom Azad University, from which 30 persons were selected as experimental group for solution-based group learning and 25 persons were selected as a control group for traditional education. Research is carried out using California Critical Thinking questionnaire and t-test was used to analyze the data. Results showed that the critical thinking disposition (the presence of systematic and ordered components in the research and maturity of judgment while considering all the aspects) in the group which were trained using group solution-based learning was higher than the control group who were trained by the traditional way but in other factors of Critical Thinking (Truth-seeking, curiosity, being analytical, selfconfidence and open-mindedness) no difference was observed

15 راه برای صمیمی شدن با فرزندتان

یکی از معضلات اصلی برای خانواده ها نحوه برخورد و ارتباط برقرار کردن با جوانان و نوجوانان خود می باشد.
اولین و مهمترین مساله این است که پدر و مادر فکر می کنند که برقرار کردن رابطه دوستی با فرزندان مشکل می باشد، در صورتی که اگر پدر و مادر کمی حوصله به خرج دهند و صبوری کنند و با آرامش به حرفهای بچه هایشان گوش دهند مسلما خیلی از گره هایی که بایستی با دندان باز شود را با دست باز می کنند. وقتی جوانان احساس امنیت کنند می توانند با پدر و مادر خود صحبت کنند بدون اینکه ترسی از طرد شدن، مورد ضرب و شتم قرار گرفتن، مورد تحقیر قرار گرفتن و مورد مقایسه قرار گرفتن داشته باشند. در این صورت آن جوان یا نوجوان، پدر و مادر خود را محرم اسرار دانسته و ارتباط خوبی بر قرارمی کند. البته این اولین و اساسی ترین قدم است.
یک مثال واضح این که خود ما چرا با یک دوست راحت صحبت می کنیم ولی با پدر و مادر یا حتی با خواهر و برادر نمی توانیم به راحتی صحبت کنیم؟ چون یک دوست فقط به حرفهای ما گوش می دهد و درنهایت برای این که ما را آرام کند، همدردی می کند و حتی یک راهکار هم جلوی پای ما می گذارد، چه درست و چه نا خواسته غلط. ولی پدر و مادرها به محض اینکه بچه صحبت می کند چون نگران هستند که به نوعی از دستش بدهند شروع به گفتن حرفهای تحریک آمیز می کنند، البته ناخواسته و نمی دانند که این حرف ها فاصله ها را بیشتر می کند و بچه برای اینکه جایگاه خود را درخانه از دست ندهد ومورد سرزنش قرار نگیرد، ترجیح می دهد با همان دوست راحت باشد ودردودل کند، به همین راحتی!!.
اما راهکارهایی کاربردی برای حل این مساله و دوستی عمیق با فرزندان:
1- اولین راهکاراین که اگر توانستید تحمل کرده و با آرامش به حرفهایشان گوش کرده بدون اینکه خود را در جایگاه پدر یا مادر بدانید، بلکه خود را یک دوست صمیمی و هم سن و سال او بدانید و راهنمایی اش کنید. بدون اینکه ترسی داشته باشید اولین قدم و بزرگترین قدم را برداشته اید.
2- فرزندان خود را همان طوری که هستند بپذیرید، بدون مقایسه با فرزندان دیگران، اگر می خواهید واقعا آنها را از دست ندهید.
3- علاقه خودمان را به صورت جملاتی شیرین اما نه چرب زبانی و شیوه های غیر کلامی محبت آمیز و عملی به فرزندمان ابراز کنیم.عزیزم تو عشق من هستی!!
4- با جوانان و نوجوانان به زبان دل آنها و مناسب با زمان زندگی آنها سخن بگوییم، درقالب احترام وتشویق در فرزندانمان ایجاد امنیت روانی و انگیزه مثبت کنیم.
5- فاصله روحی خود را با دردودل کردن و تعریف خاطرات کودکی با فرزندان تان کم کنید و با این کار رشد معنوی را در آنها تقویت کنید.
6- اشتباهات فرزندان خود را با بزرگواری بدون پرده دری و ایجاد جسارت در آنها رفع نمایید.
7- به صورت دستوری با آنها صحبت نکنیم و نام فرزند خود را با احترام به ویژه در حضور دیگران صدا کنیم. 8- دادن هدیه های کوچک به بهانه مناسبت های مختلف به صورتی که آنها را پر توقع نسازد و برای هر کار کوچکی از شما انتظار پاداش و جایزه نداشته باشند.
9- ایجاد حس مسئولیت و اعتماد به نفس در فرزندان با تعیین وظایف درخانواده و دادن یک حس مالکیت به آنها.
10- نسبت به دوستان فرزند خود حساسیت و شناخت بالایی داشته باشید، زیرا گرایش او بر پذیرش شما در گروه همسالان و مشابهت آنان از عوامل اصلی تربیت نوجوانان و جوانان است و این کار وقتی آسان می شود که با فرزندانمان دوست باشیم که مطمئنا به دوستان آنها نیزمی توانیم نزدیک شویم.
11- اهمیت جایگاه فرزندتان را در خانواده به اوتفهیم کنید که در حفظ و رشد شخصیت خود کوشا باشد. 12- توقعات و انتظارات خود را به صورت دقیق و در حد توان و با محبت برایشان توضیح دهید.
13- در مواقع انتقاد، شخصیت او را زیر سوال نبرده بلکه حداقل از چند خوبی او تعریف کرده و سپس عمل ناپسند او را انتقاد کنید.
14- درمقاطع دشوار سعی کنید کنارش باشید و با اواحساس همدردی کنید، امابه او بفهمانید کاری که شما انجام داده اید وظیفه او بوده و عادت نکند.
15- در آخر فرزندانمان را با سختی و محرومیت آشنا کنیم تا دارای روحیه ای قوی و محکم شوند. با دقت این راهکارها را مطالعه کرده، بپذیرید و انجام دهید.
مطمئن باشید گاهی صمیمیت و مهربانی به موقع شر را به خیر تبدیل کرده و دردسرهای آینده ی فرزند شما برایتان از بین خواهد رفت./سیمرغ
کلمات کليدی: کودک،دوست داشتن،فرزند،مادر

صمیمیت و انواع آن

💕صمیمیت

صمیمیت یک نیاز واقعی اساسی همه انسانهاست و از نیاز بنیادی تری بنام دلبستگی نشات میگیرد. صمیمیت از نه مولفه تشکیل شده است که عبارتند از :

💕💞صمیمیت عاطفی
سهیم شدن احساسات مثبت و منفی با همسر

💕صمیمیت روان شناختی
توانایی افشای موضوعات مهم و شخصی خود با همسر که بدین منظور میبایست ابتدا امنیت فرد در رابطه تضمین شده باشد، یعنی فرد ترس از طرد شدن یا مسخره شدن و یا تنبیه شدن را نداشته باشد.

💕صمیمیت عقلانی
درمیان گذاشتن عقاید و افکار و باورهای خود با همسر.
عنصر اصلی در ایجاد و نگهداری صمیمیت عقلانی توانایی نقش گزینی role-taking یعنی توانایی دیدن جهان از دریچه چشمان همسر، میباشد.

💕صمیمیت جنسی
درمیان گذاشتن افکار و احساسات و خیالپردازیهای جنسی با همسر

💕صمیمیت جسمی(غیر جنسی)
نیاز به تماس جسمی و فیزیکی با همسر مثل گرفتن دستها یا ماساژ دادن و..

💕صمیمیت معنوی
درمیان گذاشتن افکار و باورها و تجربه ها درباره موضوعات مذهبی و متافیزیکی و اخلاقی و معنای زندگی و رابطه با خدا و جهان بعد از مرگ و… با همسر

💕صمیمیت زیبایی شناختی
درمیان گذاشتن احساسات و افکار و باورها و تجارب و ادراکاتی فرد آنها را به دلیل زیباییشان دوست دارد.
موسیقی و شعر و نقاشی و تمامی فعالیتهای هنری را میتوان در این حیطه در نظر گرفت.

💕صمیمیت اجتماعی و تفریحی
انجام فعالیتها و تجربه های لذتبخش با یکدیگر چه اجتماعی و چه خانوادگی و چه فعالیتهای دو نفره.

💕صمیمیت زمانی
یعنی اینکه افراد چقدر دوست دارند برای همسر خود در زندگی زناشویی وقت صرف کنند.
برخی افراد پانزده دقیقه را کافی میدانند و برخی دیگر دو تا سه ساعت زمان را نیاز دارند.

📚وضعیت آخر

✍️تامس هریس

Structural equation modeling (SEM) of separation anxiety in children according to the mother's personality, attachment style and children maladaptive schemas

مقاله از:
دکتر زهره عباسی، دکتر هوشنگ طالبی، دکتر امیرهوشنگ ملاحسینی، دکتر شعله امیری
چکیده:

Separation Anxiety is one of the disorders which affects in children’s educational activities and also in their social adjustment, so, the purpose of this study was identifying factors affecting this disorder. This study is correlation type and structural equation modeling. The statistical method was 620 mother-child (6-7 years old girls and boys) pairs from Qom city that were selected by stratified cluster sampling. To collect data, NEO Five-Factor Personality test, Children maladaptive Schema Questionnaire, and Child Symptom Inventory were used. Data was analyzed by using of structural equations modeling, and was approved by Using structural equation modeling analysis and appropriate fitness model was approved. Comparative fit index was equal to 0.726 and incremental fit index was higher than 0.9, respectively. In the standard model, the causal relationship means between two paths “mother’s personality” and children’s mediator variables “Attachment” and “maladaptive schemas” and finally on the dependent variable, the “separation anxiety” was seen. Results show the direct negative impact of “Mother’s personality” on “child attachment style” which “The attachment of the child” as a mediator variable by a factor of 0.34 had more impact with respect to “children maladaptive schemas”. “Mother’s personality” shows positive and direct impact on the “children maladaptive schemas” and finally on the dependent variable

بررسی شاخصهای ارزشیابی عملکرد مدیران شهر اصفهان از دیدگاه مدیران و معلمان

مقاله از :
زهره عباسی، اعظم بهرامی، غلامرضا احمدی، زهره سعادتمند
 

مقاله علمی – دروغگویی و علل آن در کودکان

مقدمه

یکی از انحرافاتی که موجب شکایت والدین از فرزندان خود می‌باشد، درغگویی است. اکثر والدین از این شکایت دارند که فرزندانشان ، با وجود اینکه از هیچگونه رسیدگی در تربیت وی قصوری به عمل نمی‌آید، درغگو بار آمده یا مغلطه و اغراق می‌کنند. آنان از این بابت ناراحتند که آدمهای متدینی هستند، پرهیزگارند، دروغ نمی‌گویند. لقمه حرام نمی‌خورند و برای تربیت صحیح کودکان حتی‌المقدور از تمام امکانات تربیتی استفاده می‌کنند، او را از بچه‌های درغگو و کم تربیت دور نگه می‌دارند، برای راستگویی تشویق می‌کنند، ولی با این وصف چرا باید درغگو از آب درآید.

چرا بعضی از کودکان دروغ می‌گویند؟

دروغگویی نیز مثل سایر انحرافات اخلاقی و عاطفی ، خالی از علت نیست. عامل و انگیزه‌ها هستند که کودکان را در مسیر انحرافات قرار می‌دهند و یا برای سال‌های بعد و انحرافات عارضی در آنان ، زمینه‌سازی می‌کنند. بعضی از والدین با امتناع یکی دو تا از غرایز خیال می‌کنند که کار تمام شده و از سایر مسائل غریزی کودکان غافل می‌مانند.
در صورتی که اگر بخواهیم کودکان خود را با شخصیتی مثبت و عالی به بار آوریم، باید همه استعدادهای مثبت آنان را پرورش داده و ضمن ایجاد هماهنگی بین استعدادهای مثبت ، استعدادهای منفی را تضعیف و به سرحد انهدام بکشانیم و این کار با امتناع غرایز مثبت آنان از راه صحیح و انهدام یا هدایت غرایز منفی امکان پذیر می‌باشد. با غرایز چهارگونه رفتار می‌توانیم داشته باشیم. اقناع غریزه در حد امکان و به صورت معمولی ، سرکوب غریزه ، تعریف غریزه و تصعید غریزه. حال ببینیم که با کودکان خود چه کرده‌ایم؟ آیا به راستی صالح و قادر بوده‌ایم که غرایز آنان را اقناع یا غرایز سرکوب و تعریف شده‌شان را هدایت و تصعید نماییم؟
آیا به راستی استعدادهای مثبت آنان را پرورش داده‌ایم؟ آیا در مورد انهدام یا اصلاح استعدادهای منفی آنان را پرورش داده‌ایم؟ آیا در مورد انهدام یا اصلاح استعدادهای منفی آنان قدم مثبتی برداشته‌ایم؟ آیا اصولا شناخت صحیح و مهارت لازم را درباره مسائل تربیتی دارا بوده‌ایم یا همه‌اش حرافی بوده و بس؟ آیا پرهیزگار بودن و لقمه حرام نخوردن کافی است؟ همانطوری که در این زمینه چراها زیاد است، آیاها هم نسبتا زیاد می‌باشد.

ناتوانی یکی از علل دروغگویی

دروغگویی مثل سایر انحرافات اخلاقی و عاطفی علل و انگیزه‌هایی دارد که یکی از آنها ناتوانی می‌باشد. وقتی که شما کودک را ترس مسایل موهوم ، در منزل در حال اسارت و به صورت زندانی نگه داشته اید و آزادیهای او را ندانسته از دستش می‌گیرید و همراه خشونتهایی که از خود بروز می‌دهید او را در احساس عجز و ناتوانی غوطه‌ور می‌سازید ناچار است که از دست شما و ستمکاریهایی که مسبت به وی روا می‌دارید بگریزد و امیال و غرایز خود را به نوعی و به هر نحو ممکن ارضا نماید و برای این کار ناگزیر است که در مقابل شما به دروغ متوسل شود.
مادر می‌گوید با “الف” بازی نکن زیرا “الف” کودک بی‌تربیتی است. اما کودک وقتی از منزل خارج می‌شود و در کوچه “الف” می‌بیند. بنابه نیازهای غریزی و عاطفی ، یا با او صحبت می‌کند. به بازی مشغول می‌شود و بعد که زمان برگشتن به منزل فرا رسید به محض ورود به خانه ، مادر می‌پرسد: در کوچه با چه کسی بازی می‌کردی؟ جواب می دهد با “ج” زیرا اولا دلش می‌خواهد مادر را راضی نگهدارد و خود را حرف شنو نشان دهد. ثانیا دلش نمی‌خواهد که مادر با علم و اطلاع از اصل قضیه به ممانعت خشونت آمیزی دست بزند لذا به حربه‌ای که در نظر او راحت‌ترین و کارآترین حربه‌هاست یعنی به دروغ متوسل می‌شود.

ترس از والدین به عنوان یکی از علل دروغگویی

بعضی از والدین رفتار خشونت بارتری با فرزندان خود دارند. به کوچکترین بهانه آنها را کتک می‌زنند در مقابل دیگران پرخاش و تحقیرشان می‌کنند به خیال اینکه با خشونت و پرخاش و تنبیه و نیش زبان خواهند توانست جلو انحرافات روانی کودک را بگیرند. اینگونه خانواده‌ها علاوه بر اینکه نمی‌توانند کار مثبتی به عنوان کامل بازدارنده از انحرافات در تربیت کودک خود انجام دهند بلکه یا باعث می‌شوند که ترس کودک به تدریج ریخته و کارهای خلاف خود را با جرات و جسارت بیشتری انجام دهد.
یا اینکه والدین را مثل دژخیم چاق به دست بالاتر خود احساس کرده و از ترس آنان بنابه مختصات زمانی و مکانی متوسل به دروغ گردد و کودکی که از ترس و اجبار فرامین والدین را می‌پذیرد و در این فرمان‌پذیری هیچگونه علایق عاطفی از خود بروز نمی‌دهد پایه‌های اخلاقی سست و نااستواری خواهد داشت و در غیاب والدین ، چون دیگر حضور ندارند برخلاف آنچه را که میل آنها بوده انجام خواهد داد و رفته رفته به طرف فساد اخلاقی که دروغ نیز یکی از آنهاست کشیده شده و به درجات پایین‌تر انسانی نزول پیدا خواهد کرد. بنابراین بهتر است والدین برای انجام کاری که از فرزندشان می‌خواهند قبل از آن که متوسل به جبر و خشونت شوند میل انجام کار را در دل کودک برانگیزانند تا در چنین صورتی لزوم خشونت نیز از بین رود.
کودک به خاطر ترس از کتک خوردن و خشونتهای والدین ، کم‌کم از آنان فاصله گرفته و خود را جدا احساس می‌کند و گاه گاه در بعضی از موارد توسل به دروغ می‌گردد زیرا احساس می‌کند که اگر راست بگوید والدین در اثر عصبانیت کتکش خواهند زد چوب اجبار و خشونت را کنار نهید و بگذارید کودکتان با داشتن کمی آزادی عمل و احساس استقلال خود را فرد محترمی در اجتماع خانوادگی به حساب آورد. دیگر در این صورت لزومی ندارد که او با دروغ گفتن به خانواده خود خیانت کرده باشد.

خودنمایی یکی از علل دروغگویی

بعضی از کودکان به خاطر خودنمایی متوسل به دروغ می‌شوند اینان کودکانی هستند که مورد توجه والدین و اطرافیان قرار نمی‌گیرند، هر کاری می‌کنند کسی ، نیست که مشوقشان باشد و به حسابشان بیاورد و یا لااقل بفهمد که آنان چه کاری می‌کنند و چه می‌گویند و چه می‌خواهند. پدر یا مادر به علت گرفتاری‌های شغلی یا مشکلات خانوادگی کاری به کار آنان ندارند و گوششان به حزف آنان بدهکار نیست و اطرافیان نیز به خاطر اینکه در کار دیگران مداخله‌ای نکرده باشند و یه به خاطر سایر ملاحظات و محصولات ، کاری کودکان دیگر نداشند.
بالاخره خیال می‌کند که حرفها یا کارهایش مورد پسند والدین یا اطرافیان نیست و به ناچار برای خودنمایی هرچه بیشتر متوسل به دروغ و مغلطه و اغراق شود. گاه دروغگوهای چنان شاخداری می‌گویند که موجب تحریکات منفی عصبی والدین می‌شود و گاه ، کارهایی را به دروغ به خود نسبت می‌دهد که از خود قهرمانی بسازد تا بدین وسیله بتواند توجه اطرافیان را به خود جلب نماید و گاه واقعا دست به کارهای خطرناکی می‌زند که با جثه و سن و سالش جور درنمی‌آید.
آنچه که مسلم است اینها همه به خاطر خودنمایی و جلب توجه والدین و اطرافیانی است که اعتنایی به کودک ندارند بنابراین بهتر است کودکان را محترم بدانیم، به حرفهای آنها هرچند که بیجا و بی‌موقع هم باشد گوش فرا دهیم کارهایی را که هر چند به ظاهر کوچک انجام می‌دهند به دیده تحسین و تکریم بنگریم. مشوقشان باشیم تا بعدها کارهای بزرگتر و بهتری انجام دهند، هر از چندگاه و به مناسبتهای مختلف در پیش دیگران تعریف و تمجید تشویق آمیزی از آنها نیابیم.
 

زوجهای موفق چه کارهایی انجام میدهند?

زوجهای موفق چه کارهایی انجام میدهند💞
۱. زوج های موفق به فکر هم هستند.
تلفن همراه، تبلت یا هر دستگاه دیجیتالی دیگری را فراموش‌کنید. زوج‌های شاد به فکر هم هستند و به نیازهای یک‌دیگر توجه می‌کنند.
۲. برای هم‌دیگر سنگ تمام می‌گذارند.
قضیه پیچیده نیست؛ زوج‌هاش شاد می‌دانند سنگ تمام گذاشتن برای دیگری یعنی چه، و صد البته از این کار هم خوشحال می‌شوند. آن‌ها همیشه به‌شکلی حمایت همیشگی‌شان از هم‌دیگر را نشان‌می‌دهند؛ چه ریختن یک فنجان چای یا درست‌کردن صبحانه برای همسرشان باشد و چه گرفتن دستان او.
۳. زوج های موفق مؤدب هستند.
زوج های شاد خوب می‌دانند که رابطه‌شان از قرار ملاقات‌هایی ساده شروع شده‌است. آن‌ها مراقب رفتارشان هستند و به خواسته‌های یک‌دیگر احترام می‌گذارند.
۴. زوج های موفق قدردان هستند.
یک تشکر ساده می‌تواند تا حد زیادی آدم‌ها را خاطرجمع کند که رابطه‌شان در مسیر درست قرار دارد. تشکر کردن نشان‌می‌دهد از ارزش یار خود در زندگی‌تان آگاه هستید.
۵. به یک‌دیگر هدیه می‌دهند.
چیزهای کوچک بی‌اهمیت نیستند. لازم نیست برای همدم‌تان گران‌ترین هدیه‌ی فروشگاه را بخرید. گاهی اوقات یک بوسه‌ی ساده می‌تواند قوت قلب یارتان باشد.
۶. از هم‌دیگر خبر می‌گیرند.
همه‌ی ما مشغله داریم، اما دلیل نمی‌شود با همدم‌مان تماس نگیریم یا به او پیامک نفرستیم، و نشان‌ندهیم نگران او هستیم. همه‌ی زوج های شاد این کار را انجام می‌دهند.💕

برای اینکه روز به روز علاقه همسرتان را به خود بیشتر کنید چه کارهایی لازم است؟

.💕 هرگز از همسرتان جدا نخوابید.
حقیقت دارد که زوج‌ها وقتی در کنار هم هستند، راحت‌تر به خواب می‌روند. بنابراین تحت هیچ شرایطی، حتی اگر با هم در حالت قهر هم بودید، جدا از همسرتان نخوابید.

2.💕 به مسائل زناشویی خود بیشتر اهمیت دهید.

مسائل زناشویی باعث خوشحال شدن و آرامش خودتان و همسرتان می‌شود.

3.💕 سلام و خداحافظی گرمی داشته باشید.

این کار معجزه می‌کند و تمام کدورت‌ها و ناراحتی‌هایی را که شاید پیش آمده باشد، از بین می‌برد. مطمئن باشید اگر هر روز این کار را بکنید، برای‌تان عادی و تکراری نمی‌شود.

4💕. با دوستان او رفتار اجتماعی داشته باشید.

زنان معمولا مردانی را دوست دارند که اجتماعی، جذاب و دوست‌ داشتنی هستند؛ یعنی کسانی که علاوه بر خودشان، دوستان و خانواده‌شان نیز آنها را تائید کند. بنابراین به هنگام حرف زدن با نزدیکان و دوستان همسرتان، بسیار مودبانه و اجتماعی برخورد کنید. اگر آنها را تحت تاثیر قرار دهید، همسرتان نیز تحت تاثیر شما قرار می‌گیرد.

5.💕 هرگز بدون همسرتان به مسافرت نروید.
فراموش نکنید که شما با همسرتان پیمان بسته‌اید همیشه و در همه حال، در خوشی و ناخوشی با هم باشید. همسرتان همه چیز شماست و شما همه چیز او و درست نیست بدون حضور او بخواهید با دیگران خوش بگذرانید.

6.💕 هیچ‌وقت از اسرار و ضعف‌های همسرتان علیه او استفاده نکنید.
برخی موارد پیش پا افتاده ممکن است در نظر همسرتان بسیار بااهمیت باشند و شما باید آنها را تشخیص دهید. به هنگام اختلاف و درگیری با همسرتان آن مسائل را به رخ او نکشید. کاری نکنید که رابطه‌تان سردتر شود

7💕. با هم و در کنار هم تغییر و رشد کنید.
رابطه عشقی شما یک موجود زنده است که برای رشد و پیشرفت نیاز به غذا دارد. بهترین راه برای تغذیه آن، ایجاد تغییر در رابطه است. تجربه نشان داده که یکی از مهم‌ترین عناصر در خوشبختی زوج‌ها همین تغییر است.

8💕. مراقبت و حمایت خود را از همسرتان کم نکنید.

یکی از چیزهایی که زوج‌ها در رابطه‌شان نیاز دارند، حمایت است. آنها نیاز به همسری پشتیبان دارند؛ بنابراین ببینید همسرتان به چه کمک و پشتیبانی نیاز دارد و همان را به او عرضه کنید

چگونه رنجش های خود را با همسرتان در میان بگذارید؟

1. قبل از صحبت کردن سعی کنید خود را به جای همسر خود بگذارید، با این حال بهتر به مشکلات او پی می برید.
 
2. قبل از صحبت و هماهنگی با همسر، هیچ وقت موضوع را با دیگران مطرح نکنید چون ممکن است گفته هایتان را به او تحویل دهند و او را علیه شما بشورانند.
3. در ابتدای صحبت، تاکید کنید قصد شما از مطرح کردن رنجش ها فقط رفع سوء تفاهم است.
 
4. سعی کنید از نکات مثبت و کارهای پسندیده او ذکری به میان آورید.
 
5. تاکید کنید که ممکن است مقصر ماجرا خودتان باشید و اگر قصوری دارید، آن را به زبان آورید و از همسر خود پوزش بخواهید، او هم آماده عذرخواهی خواهد شد.🙏🏽
6. حرف هایتان را با زخم زبان و کنایه و تحقیر بیان نکنید به فرموده امام علی علیه السلام بسا سخنی، زخمی عمیق وارد می آورد.
7. هیچ وقت همسر خود را با دیگران مقایسه نکنید او را با خودش یعنی خطایش را با رفتار خوب خودش مقایسه کنید.
 
8. از یک دندگی و لجبازی بپرهیزید.
مجادله بی حاصل نکنید.
9. دلخوری ها و رنجش های کوچک، گذشته های دور را یادآوری نکنید و او را وادار نکنید که به گناهش اعتراف کند و عذرخواهی نماید.
10. هنگام بحث و گفتگو به همسرتان هم اجازه صحبت کردن و اظهار نظر بدهید، تا او هم تخلیه روانی شود و به آرامش برسد.
11. به هر شکل می توانید رفع دلخوری را جشن بگیرید. (با شاخه گلی یا پختن کیک و…) همیشه به یاد داشته باشید که آشتی های اجباری که در آن هیچ یک از طرفین تغییری در خود نمی دهند، بنیایی سست دارد.